سلام من کریستا هستم الان یک هفته از موقعی که یمیر مرده گذشته و تو این یه هفته همه بچه ها با من مهربون تر از قبل بودن و منو از افسردگیه دو روزه نجات دادن امروز برای رفتن تو ی قسمتی از دیوار ماریا که تیتانا توشن آماده شدیم و به صف شدیم. کاپیتان لیوای کاپیتان هانجی و کاپیتان اروین سر صفمون اومدنو هانجی شروع کرد به حرف زدن: امروز برای ی حمله کوچولو به تیتان های کوچولو که تو دیوار ماریا در حال بهم ریختن شهرن میریم.
برچسب:
نویسنده: حدیث کاشانی
تاريخ: سه
شنبه
29 آذر
1401 ساعت: 19:54